عابدزاده =Asia Eagle

يك دروغ بزرگ : « ورزش جوانمردانه... »

من يك پرسپوليسيم اما...

 

من يك هوادار پرسپوليسم. همه ميدانيد.

و  اگر بخواهم آغاي پروين – و چه جالب مردي نامش پروين باشد و چه شوخي عجيبي -  را خراب كنم برايم خيلي راحت است.

آنقدر كه بگويم شما ، پروين خان (م)  سال گذشته براي نابودي پرسپوليس چقدر زحمت كشيديد. و نه براي نابودي آن كه براي نابودي ورزش.

وقتي مي گويد علي دايي – پر افتخار ترين مرد تاريخ فوتبال جهان هم از لحاظ آماري و هم معنوي – نبايد در تيم پرسپوليس بازي كند و اين مرد اول فوتبال جهان را به راحتي كنار مي گذارد و هيچ روزنامه ي هوادار تيم حرفي نمي زند ، دل من كه از دوران حظور عقاب آسيا در تيم ، پرسپوليسي بودم مي شكند.

 

لعنت بر ورزش – اين دروغ بزرگ – كه تنها پشت پرده اي دارد و عروسك هاي خيمه شب بازي اي كه بيايند و بخرند و به قيمت خون اجدادشون بفروشند.

 

و چه فاجعه اي از اين بزرگتر كه كشوري قهرمانانش را بكشد. تيمي ، مرد اول ورزش را كنار بگذارد.

عابدزاده رفت. هيچ كس جز من نگريست.

علي دايي رفت هيچكس جر من ...

و چه دردناك است لحظه ي مرگ قهرمانان.

زماني كه تختي – سالها قبل – و جديدي – چند سال قبل ( دو كشتي گير و پهلوان ايراني ) مي گويند ديگر سنگ كشتي نداريم بايد به حال و روز ورزش گريست كه چرا قهرمانانمان را اينگونه مي كشيم؟

 

علي دايي بايد تا روز مرگش در تيم ملي بماند و هر كه جز اين بگويد تا مجالي براي ورود به نوك حمله يابد را بايد سنگسار كرد.

 

مرگ بر آنان كه قهرمانان را مي كشند

مرگ بر آنان را كه پيرواني را ، علي دايي را ، عزيزي را ، عقاب آسيا را ، كشتند.

و شخصيت شكني بدتر از قتل است...

 

 

خدا حافظ ورزش – دروغ كذب – و خدا نگهدار وبلاگ و وبلاگ نويسي

 

و پرسپوليس اي عزيزترين و اي پر افتخار ترين در دنيا تو را و خود را به خدا ميسپارم و تا روز نشستن حق بر كرسي قلم نخواهم زد.

 

من روزه ي وبنويسي ميگيرم.....

تا كي افطار باشد و ......

خدانگهدار....

 

+ aty aty ; ۱:٠٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٤ شهریور ،۱۳۸۳
    پيام هاي ديگران ()